قهرهاي کودکانه
ناديده گرفتن، يک شيوه ساده و در عين حال دشوار براي رفع رفتارهاي نادرست کودک است. دراين روش والدين بايد ارتباط چشمي با کودک را قطع و در عين حال ارتباط لمسي را حفظ کنند.اين روش بايد موقتي باشد و حتماً يک شيوه ارتباطي قطع شود نه تمام شيوه هاي ارتباطي زيرا اگر ارتباط چشمي، کلامي و لمسي را با کودک قطع کنيم، در واقع ما قهر کرده ايم، بنابراين در روش ناديده گرفتن حتماً بايد يک راه ارتباطي با کودک را باز بگذاريم.اگر ناديده گرفتن موقتي کارساز نبود بهتر است ارتباط را با کودک به طور موقت اما کامل قطع کنيم و بلافاصله يک نفر را واسطه کنيم تا روابط دوباره برقرار شود. به عنوان مثال پدر با پسر قهر کند و بلافاصله مادر واسطه شود تا کودک رفتارش را اصلاح کند.بهتر است مادر از کودک سوال کند که چه مشکلي پيش آمده است نه اين که حکم را صادر کند و از قبل کودک را متهم کند که پدر را ناراحت کرده است.
توجه داشته باشيد که قطع ارتباط والدين با کودک بايد کوتاه باشد و به سرعت رفع شود؛ به خصوص در سنين ۲ تا۳ سالگي؛ زيرا کودک تفکري مشابه ما ندارد و تصور مي کند که اگر مادر تغيير رفتار دهد، ممکن است در آن حالت باقي بماند از اين رو استرس شديدي به او وارد مي شود.همچنين بهتر است همه چيز شفاف بيان شود تا کودک دقيقاً بداند کدام رفتارهاي او نادرست بوده است و بايد اصلاح شود. کلي گويي و در ابهام نگه داشتن موضوع در چنين شرايطي به کودک کمک نمي کند.
نکته اين جاست که بسياري از والدين تصورمي کنند بايد هرچه سريع تر موضوع قهر را خاتمه دهند، البته مدت قطع ارتباط والدين با کودک بايد بسيار کوتاه باشد اما نبايد بي نتيجه باشد و تبديل به يک رفتار تکراري شود.همچنين کودک طي زمان ياد مي گيرد براي امتيازگيري از خواهر، برادر يا همسالان قهر کند تا به خواسته اش برسد.گاهي کودک هنوز روش هاي صحيح حرف زدن يا برقراري ارتباط را ياد نگرفته است بنابراين براي نشان دادن احساسات خود راهي جز قهر کردن پيدا نمي کند. گاهي احساس ناامني و ترس از دست دادن پدر يا مادر باعث مي شود با قهر کردن، آن ها را به سمت خودش بکشد.
کودکي که سرشت دشوار دارد يا به بي ثباتي هيجاني مبتلاست، ممکن است بيشتر به قهر کردن گرايش پيداکند، اگر والدين اين دسته از کودکان مهارت هاي فرزندپروري را نداشته باشند و واکنش مناسبي به کودک نشان ندهند، اين کودک است که مديريت رفتار والدين را به دست مي گيرد و از قهر کردن مانند ابزاري که با آن مي تواند والدين را جهت دهد، استفاده مي کند.
گاهي کودک به علت ترس از تنهايي، ترس از محيط و تاريکي قهر مي کند تا والدين را تنبيه کند و آن ها را وادار به تغيير محيط يا رفتار کند.بيشتر اين ترس ها در کودک نهفته است و گاهي تشخيص آن دشوار است.
اما کودک که دچار گنگي در احساس خود شده است، از قهر مانند يک ابزار دفاعي استفاده مي کند تا از خود محافظت کند.همچنين کودکان بيش فعالي که کنترلي بر رفتار خود ندارند و نمي توانند هيجاناتشان را کنترل کنند، در بازي هاي گروهي به سرعت آشفته مي شوند و دعوا يا قهر مي کنند. از سوي ديگر برخي والدين توقعات زيادي از فرزند خود دارند و آنچه از کودک مي خواهند به دشواري قابل دستيابي است، والدين در مواجهه با کودک بايد رشد هيجاني، عقلي و جسمي او را مدنظر قرار دهند و انتظارات واقعي از کودک خود داشته باشند.
در مواردي هم کودک از ديگران قهر کردن را ياد مي گيرد و به ويژه وقتي تحت تاثير همسالان است، تصميم مي گيرد به جاي حل مشکل، قهر کند.گاهي فرزندان يک خانواده در رقابت با يکديگر قهر مي کنند و واکنش نامناسب والدين به اين مشکل دامن مي زند.
خوب است بدانيد يک کودک از يک سالگي همدلي پدر و مادر را درک مي کند و يک کودک ۵ ساله کاملاً مانند يک بزرگسال مي تواند بين رفتارهاي نمايشي و واقعي والدين تمايز قائل شود. ارتباط والدين با کودک بايد با همدلي فراوان، از روي محبت و در کمال صداقت باشد و اگر ارتباط درست باشد، کودک نيازي نمي بيند براي جلب توجه والدين يا در رقابت با خواهر و برادر قهر کند.به اين ترتيب رعايت نکردن اصول فرزندپروري،مهم ترين دليل گرايش کودکان به قهر است. البته بايد توجه داشت هر کودکي به الگوي تربيتي منحصر به فردي نياز دارد و حتي فرزندان يک خانواده کاملاً شبيه هم نيستند. بنابراين بسته به سرشت کودک و رفتارهايي که از خود نشان مي دهد، مي توان رفتارها و عملکرد متفاوتي در پيش گرفت.اگر والدين اقتدار کافي داشته باشند و بر عملکرد فرزندان نظارت کنند، کودک دليلي براي قهر کردن پيدا نمي کند.
وقتي اقتدار والدين کافي باشد و اصول فرزندپروري رعايت شود، کودک نمي تواند با قهر کردن باج بگيرد و يا با قهر کردن به نتيجه اي دست يابد.گاهي والدين واکنش نشان مي دهند و با کودک قهر مي کنند و کودک هم از اين فرصت استفاده مي کند تا هر کاري دوست دارد انجام دهد. بنابراين والدين بايد هوشيار باشند تا منافع قهر کردن را از کودک بگيرند تا بي ثمر شود. بنابراين بهترين راه مقابله با قهر کودک، ناديده گرفتن آن است.
والدين توجه داشته باشند که سرشت کودک را به هنگام برخورد با قهر او در نظر بگيرند و اجازه ندهند کودک رفتارهاي آن ها را پيش بيني کند. والدين بايد سعي کنند علت قهر کودک را شناسايي کنند و اگر کودک رشد عاطفي کامل پيدا نکرده است و يا توانايي برقراري ارتباط کلامي کامل با ديگران را ندارد، بهتر است با قاطعيت و مهرباني با او برخورد کنند و به او در شناسايي احساساتش کمک کنند.
نویسنده : مامانی