آزمون ترسیم خانواده
مزایای نقاشی خانواده
1- ابزار مورد نیاز این آزمون محدود به یک مداد، یک برگ کاغذ سفید بیخط و یک پاککن میشود و به همین جهت در همه جا و برای همه قابل حصول میباشد.
2- زمان اجرای این آزمون بسیار کوتاه است(از 15 دقیقه تجاوز نمیکند) و به همین جهت وسیله بسیار خوبی جهت کار در کلینیکها میباشد. به هنگام اجرا، درمانگر میتواند با تسلط کافی به مشاهده آزمودنی بپردازد و با برداشتهایی که از این راه میکند در وقت تفسیر، صرفهجویی نماید.
3- اجرای آزمون، مصاحبه بعدی با کودک را تسهیل میکند. زیرا روند اجرا، عوامل بازدارنده "من" و "فوق من" را در هرگونه فرافکنی بعدی به حداقل میرساند.
4- نقاشی ترسیم شده به عنوان یک اثر مکتوب در پرونده آزمودنی باقی میماند و میتوان در جلسات بعدی به آن مراجعه کرد.
از نقاشی کودک می توان برای تعین طراز هوش افراد وبه ارزشیابی نحوه ادراک خاص او پرداخت(تست گودیناف).نقاشی بجز عناصر صوری ، محتوا نیز دارد و بجز هوش پرده از عواطف نیز بر می دارد.
نقاشی آزاد نمونه بارز یک آزمون فرافکن است که راهی برای بیان خویشتن است و عناصر هوشیار و نیمه هوشیار به بیرون فکنده می شوند.روش تداعی لفظی در روان تحلیل گری بزرگسالان قابل اجرا است ولی در کودکان قابل اعمال نیست و نقاشی آزاد یا بازی جانشین ان می شود .وقتی به کودک گفته می شود« خانواده خودت را نقاشی کن» می توان احساسات واقعی او را نسبت به کسانش شناخت و وقتی گفته می شود« یک خانواده را نقاشی کن» این دستور العمل مبهم تر به تخیل کودک میدان می دهد و تمایلات ناهوشیارباسهولت بیشتری بیان می شود.
روش اجرا
میز مناسب برای کودک و یک برگ کاغذ ویک مداد نوک تیز بسیار نرم در اختیار کودک قرار می دهیم و بعد دستور العمل داده می شود.دستور العمل چنین است«یک خانواده رادر فکر خودت مجسم کن و آترا نقاشی کن» اگر کودک بخوبی متوجه نشد این جمله را می افزاییم«هر چه دلت می خواهد نقاشی کن ،افراد یک خانواده یا اگر دلت خواست اشیا،حیوانات».
فرایند ترسیم
ضمن مراقبت از فعالیت کودک بایدگاهی با لبخند یا بیان کلمه ای اورا ترغیب کرد باید به فعالیت هایی مثل وقفه یا باز داری ، جهت شروع نقاشی ، ترتیب اعضاء ، مدت زمان ترسیم برای هر عضوتوجه کرد.بعد از ترسیم نقاشی از کودک مصاحبه بعمل می آید طی سوالاتی که از کودک می شود باید دید کودک با کدام عضو همسان سازی می کند .واکنش های عاطفی کودک باید در نظر گرفته شود مثل حا لت شادی ، خشم ، تغییرات خلقی کودک.
ترکیب خانواده واقعی با خانواده ترسیم شده مقایسه می شود تا معلوم شود کسی از قلم افتاده یا کسی اضافه شده است؟
تست ترسیم خانواده و دیگر تست های فرافکن بند رت می تواند معیار هایی برای متمایز ساختن حالت مرضی حالت بهنجار از حالت مرضی بد ست دهد
بنا بر این اگر در زندگی فرد تعارضی وجود داشته باشد مبانی وعلل آن بر اساس تست فرافکن آشکار خواهد شد.
تحلیل شیوه فرافکنی کودک در نقاشی خانواده اطلاعات ارزنده ای در باره شخصیت ساخت بن من و فرامن و تعارض های احتمالی بین این پایگاهها و همچنین در مورد روابط وی با والدین خواهران و برادرانش در اختیار ما می گذارد.اما این تست مانند تست های دیگر جنبه احتمالی دارد و نمی توان آنرا با یقین پذیرفت این تست به ما امکان می دهد به فرضیه هایی در مورد شخصیت کودک دست یابیم اما باید این فرضیه ها را ثابت کرد که از دو راه امکان پذیر است:
1- از طریق همگراهای درون – تستی یعنی از نشانه هایی که درون نقاشی یاقت می شود و همگرایی های برون – تستی که به وسیله تست های شخصیت بدست می آیند.
2-جمع بندی و تآ لیف تفسیری از نقاشی با توجه به داده های بالینی و نتایج تست های فرافکن
سوالات آزمون ترسیم خانواده
1-آیا خطوط با حرکتی گسترده رسم شده و بخش زیادی از صفحه ی نقاشی را اشغا ل کرده است ؟
2-آیا خطوط ترسیم شده پر نیرو وپر رنگ است؟
3-آیا نقاشی از حد کاغذ بیرون رفته است؟
4-آیا خطوط با نیروی نامتناسب رسم شده است؟
5-آیا خطوط تکراری وقرینه ای بکار برده است؟
6- نقاشی در کجای صفحه رسم شده است؟
7- نواحی سفید وخالی از نقاشی در کدام سمت است؟
8- ترسیم نقاشی از چپ به راست است یا راست به چپ؟
9-آیا نقاشی بدون تراکم و بدون زندگی ترسیم شده است وضعف در نقاشی مشاهده می شود ؟
10-آیا در نقاشی به ارزنده سازی یا نا ارزنده سازی شخصی پرداخته است ؟
11-آیا شخصی است که پس ازترسیم او را خط زده باشد ؟
12- آیا در مصاحبه گرایشی رابه خواهر یا برادر یا والد ینش نسبت می دهد؟
13-آیا کودک موجودی تخیلی به ترسیم خود افزوده است؟
14- فاصله اشخاص در نقاشی چگونه است؟
15-آیا خانواده واقعی خود را ترسیم کرده است یا خانواده تخیلی ؟
تفسیر سوالات آزمون ترسیم خانواده
1-گستردگی خطوط نقاشی نمایانگر برون گرایی تمایلات است .
2-پررنگی خطوط نمایانگر شهامت و خشونت و رها سازی غرایز است و خطوط کمرنگ ظرافت احساسات و معنویات و غالبا نشانه کمرویی در حد مرضی ناتوانی در تایید خویشتن و روان آزردگی
3- بیرون رفتن نقاشی از کاغذ نمایانگر وسعت گسترش حیاتی است
4- خطوط نیروی نامتناسب نمایانگرکشاننده های خشونت آمیز و گاهی واکنش در برابر ترس از ناتوانی است .
5- خطوط تکراری نمایانگر تاثیر قواعد تحمیل شده بر کودک وبخشی از حالت طبیعی خود را از دست داده واحتمال وجود یک روان آزردگی و یا وجود خصیصه ی وسواس است .
6- رسم نقاشی در پایین صفحه: این ناحیه غرایز بنیادی افراد خسته روان آزرده ها ناتوان هاو افسرده ها است .
رسم نقاشی در بالای صفحه:ناحیه ی تخیلات زیاد ناحیه ی افراد آرمانگرا
و رویا پرداز است .
رسم نقاشی در سمت چپ: ناحیه ی گذشته است و ناحیه ی بازگشت به دوران کودکی و خویشتن است.
رسم نقاشی در سمت راست:ناحیه ی آینده است.
7- نواحی سفید نواحی ممنوعه است که آن ناحیه را برای خود ممنوع ساخته است.مثال:کشیدن نقاشی د ر پایین صفحه یعنی جهش به سمت بالا و هر نوع تخیل برای خود ممنوع کرده است.
8- ترسیم نقاشی از سمت چپ به راست: نمایانگر حرکت طبیعی رشد او و حالت پیشرونده دارد.
ترسیم نقاشی از سمت راست به چپ:نمایانگرحرکت واپس رونده است.
9- نقاشی بدون تراکم نمایانگر وقفه ی روانی درحد وسیع است وضعف درنقاشی بیشتر در نارسا خوان هایی است که خوب جانبی نشده اند دیده می شود ان ها در مقابل کاری که از ان ها خواسته می شود تضاد عاطفی نشان می دهند.
10- شخص ارزنده سازی شده :
الف – نخستین کسی است که در نقاشی رسم می شود و نخستین فرد در سمت چپ نقاشی است (اغلب والدین کودک کشیده می شوند واگر یک کودک را نقاشی کند یعنی آزمودنی جاه طلبی خود را در این شخص آورده و اگرنقاشی خودش را بکشد گرایش به خود دوستداری دارد).
ب- بلند قامت تراز دیگران رسم شده است .
ج- با دقت و مواظبت ویژه وخطوط کامل ترسیم شده است.
د-برای او زمان بیشتری گذاشته و مرتبا جزئیات آن را کامل می کند.
ه-از هر لحاظ (چتر،عصا،کلاه و ...) غنی تر از دیگران است.
و-در نقاشی کانون توجه دیگران است.
ز-در مصاحبه به ارزنده سازی او پرداخته و نقش برتر او را آشکار می کند.
ح-در مصاحبه خودش رابا آن شخص همسان سازی می کند.
نا ارزنده سازی شخص شامل:
الف-شخصی که از خانواده حذف شده است.
ب-بخشی از یک شخص حذف شده است.
ج-شخصی که کوچک تر از دیگران رسم شده است.
د-شخصی که در آخرین جا و غالبا در کنار صفحه کشیده شده است.
ه- شخصی که با فاصله از دیگران و یا در سطحی پایین تر از دیگران رسم شده است.
و-شخصی که به خوبی دیگران رسم نشده یاجزئیات مهمی در تصویر وی از قلم افتاده است.
11-خط زدن آن چه ترسیم شده نشانه یک تعارض بین گرایشی است که نخست در نقاشی فرافکنی شده و سپس در مرحله دوم بوسیله سانسور«من» منع گشته است.
(به همین دلیل مداد پاکن در اختیار آزمودنی نمی گذاریم تا خطوط ترسیم شده محو نشود).
12-وقتی گرایش های غریزی بدلیل احساس گناهکاری ارضا و پذیرفته نشود و فرد از آن صرف نظر کرده و در ناهوشیار سرکوب می کند علی رغم این ممنوعات تمایلات در راه ارضای خود می کوشد و از طریق جابجایی آن را تحقق می بخشد .
13- با افزودن شخص یا اشخاص به نقاشی آنچه که جرآت تحقق آنرا ندارد متحقق می سازد و هر چه شخص افزوده شده بیشتر ارزنده سازی شده با شد می تواند به منزله تجسم گرایش پر اهمیت در وی باشد و گاهی خود را در نقاشی ترسیم نمی کند بلکه خودش را در شخص افزوده شده فرافکنی می کند .
با کشیدن نوزاد گرایش های واپس گرایی راکه از بیان مستقیم آن ها شرم دارد به وی نسبت می دهد .
کشیدن جفت معرف یکی از کشاننده های اوست که نمی تواندمستقیمآ بیان کند.
کشیدن حیوان می تواند معرف علاقه کودک به حیوانات باشد اگر حیوان در حقیقت وجود خارجی نداشته باشد معرف ممنوعیت تمایلات بسیار شدید است که کودک شهامت قبول آنرا ندارد و اگر کودک خودش را با حیوان همسان سازی کند فرافکنی کرده است.
14-نزدیکی افراد در نقاشی و دست دادن وبوسیدن نشانه صمیمیت بین افراد است.
با فاصله کشیدن خودش از خانواده معرف پرخاشگری نسبت به خانواده است و یا خود را از خانواده حذف شده فرض می کند و در برقراری روابط با افراد دیگر خانواده مشکل دارد.
15- کشیدن عینیت خانواده معرف محترم شمردن خانواده و اطاعت محض از واقعیت است یعنی اصل واقعیت بر اصل لذت تسلط داشته و نشانه منع بیان آزادانه تمایلات است و ما را به سوی یک تعارض راهنمایی می کند .
اگر اشخاص ترسیم شده واقعیت نداشته باشد در فرافکنی تمایلات خاص خود را به آن اشخاص نسبت داده هر اندازه خانواده ترسیم شده از خانواده واقعی متفاوت تر باشد از مکانیزم فرافکنی تمایلات بیشتر استفاده شده است.
توضیحات تکمیلی:
۱)روش اجرا جمله ی خانواده ات را بکش یا یک خانواده را بکش اولین گام در این شناسایی است.
جهان کودک خانواده ی اوست و روابطی که با آن برقرار میسازد به همین دلیل برای فهم شخصیت او از اهمیت خاصی برخوردار است.
2) فرآیند ترسیم پاره ای از کودکانی که دچار وقفه یا بازداری هستند از همان ابتدا می گویند که قادر نیستند نقاشی کنند. و گاهی در اواسط نقاشی دچار مکث هایی میشوند که این بازداری ها و مکث ها میتواند ما را به معانی متفاوتی برساند.
این که نقاشی در چه قسمتی از کاغذ و با چه شخصی آغاز شده دارای اهمیت است.
مدت زمانی که برای ترسیم هر یک از اشخاص نقاشی اختصاص می یابد و دقتی که در مورد جزئیات به کار بسته میشود و یا گاهی تمایل وسواس آمیزی که در بازگشتن به قسمت معینی از نقاشی مشاهده میگردد در شمار نکات مهمی هستند که باید در نظر گرفته شوند.
3) مصاحبه کودک بهتر از هر کس میداند که چه چیز را خواسته است در نقاشی خود بیان کند. ابتدا باید به نحوی ظریف کار را با تمجید آنچه کودک انجام داده آغاز کرد، یعنی همواره باید گفت خوب است، حال ارزش نقاشی هر چه میخواهد باشد.
حالا تو این خونواده ای را که کشیدی برای من تعریف کن.
اینا کجان؟ این جا چی کار می کنن؟
به من بگو یک یک این اشخاص کی هستند و از اونکه اول کشیدی شروع کن.
سوالاتی هستند که از کودک می پرسیم، در این میان نقش، جنس و سن هر یک از اشخاص را هم از کودک جویا میشویم.
5 سؤال دیگری که میتواند اطلاعات جالبی را در اختیار ما بگذارد عبارتند از:
در این خونواده کدوم یک از همه مهربون تره؟
کدوم یک از همه کمتر مهربونه؟
کدوم یک از همه خوشبخت تره؟
کدوم یک از همه کمتر خوشبخته؟
در این خونواده کی از همه بهتره؟
و در برابر هر جواب از کودک می پرسیم چرا؟
4) همسان سازی همسان سازی (اینکه کودک خود را مطابق با کدام یک از اشخاص داخل نقاشی در نظر میگیرد) غالبا" تابع اصل لذت است و از این راه ما را درباره ی انگیزه های عمیق آزمودنی آگاه میسازد.
5) واکنش های عاطفی باید واکنش های عاطفی کودک در سراسر آزمون یادداشت گردند. در پاره ای از کودکان حالت وقفه ی عمومی و ناراحتی هایی متجلی میگردند که ممکن است تا حد امتناع از ترسیم، گسترش یابند و ساخت نقاشی و خطوط ترسیم شده را تحت تأثیر قرار دهند. بالعکس پاره ای دیگر از کودکان، به ترسیم خانواده با حالت شادی که گاهی با شگفت زدگی توأم است می پردازند.
6) مقایسه با خانواده ی حقیقی می بایست نقاشی ارائه شده توسط کودک را با آنچه حقیقت است مورد مقایسه قرار داد.
تفسیر نقاشی کودک
تحلیل شیوه ی فرافکنی کودک در نقاشی خانواده، اطلاعات ارزنده ای درباره ی شخصیت کودک، تعارض های احتمالی و همچنین در مورد روابط وی با والدین و خواهران و برادرانش در اختیار ما میگذارد. بااین وجود مانند هر تست فرافکن دیگر، آنچه از طریق تست خانواده بدست می آید، جنبه ی احتمالی دارد و نمیتوان آن را با یقین پذیرفت.
خط پر نیرو و پررنگ، به معنای نیرومندی کشاننده ها، شهامت، خشونت یا رهاسازی غریزی است، در حالی که یک خط کم رنگ، مبین کشاننده های ضعیف، ملایمت، کم رویی یا وقفه ی غرایز است.
ناحیه ی پایین صفحه، ناحیه ی غرایز بنیادی صیانت ذات و ناحیه ی منتخب خسته ها، روان آزردگان، توان زدوده و افسرده هاست.
ناحیه ی بالا، ناحیه ی گسترش تخیلات و ناحیه ی افراد آرمان نگر و رؤیا پرداز است.
ناحیه ی چپ، ناحیه ی گذشته است و ناحیه ی آزمودنی هایی است که به سوی کودکی خود بازگشته اند.
و ناحیه ی راست، ناحیه ی آینده است.
جهت نقاشی از چپ به راست، نشان دهنده ی یک حرکت طبیعی پیش رونده است، در حالی که ترسیم از راست به چپ، به منزله ی یک حرکت واپس رونده تلقی میشود.
هرگاه کودک خواه با کوچک کشیدن خود، خواه با ترسیم خود با فاصله یا پایین تر از دیگران و خواه با نامهربان تر یا کمتر خوشبخت تر دانستن خود به کم ارزنده ساختن خویشتن مبادرت می ورزد به دلیل آن است که احساس اضطراب گنهکاری بر او غلبه دارد. در موارد افراطی که درحقیقت بندرت مشاهده میشوند، این حالت تا آنجا پیش میرود که کودک خود را از نقاشی حذف میکند.
چگونگی بیان گرایش ها و دفاعهای من در تست ترسیم خانواده
1) ارزنده سازی شخص اصلی نقاشی ویژگی های شخصی که در نقاشی کودک ارزنده سازی شده است:
این شخص غالبا" کسی است که در وهله ی نخست ترسیم شده، بلند قامت تر از اشخاص دیگر نقاشی است، با دقت و مواظبت ترسیم میگردد، از لحاظ چیزهای افزوده شده غنی تر است مثل تزئین لباسها، ترسیم کلاه، عصا، چتر، کیف و ...، غالبا" کانون توجه اشخاص دیگر نقاشی است یعنی همه ی نگاه ها به سوی او معطوف است.
2) نا ارزنده سازی ویژگیهای شخصی که در نقاشی کودک ناارزنده سازی شده است:
وقتی دریک نقاشی یکی از اعضای خانواده ترسیم نشده باشد، درحالی که درحقیقت آن شخص وجود دارد و در کانون خانواده حاضر است، میتوان نتیجه گرفت که کودک قلبا" مایل است او را از بین ببرد.
این شخص از دیگران کوچکتر کشیده میشود، در آخرین جا و غالبا" کنار کاغذ قرار داده میشود و مثل این است که کودک در بدو امر، قصد درنظرگرفتن جایی را برای او نداشته است، با فاصله از دیگران یا در سطحی پایین تر از دیگران کشیده میشود، به خوبی دیگران ترسیم نمیشود یا جزئیات مهمی در تصویر وی از قلم می افتند، نام وی ذکر نمیشود در حالی که نام دیگر اشخاص ذکر میگردد، به ندرت معرف شخصیت کودک است و به همسان سازی با وی مبادرت نمیکند.
3) خط زدن اشخاص ترسیم شده یکی از انواع ناارزنده سازی، خط زدن یک شخص پس از ترسیم اوست.
4) اشخاص افزوده شده گاهی فرد خودرا در نقاشی ترسیم نمیکند بلکه خودرا در شخص افزوده شده فرافکنی مینماید. شخص افزوده شده ممکن است یک نوزاد باشد که نقاش، گرایشهای واپس گرایی را که از بیان آنها شرم دارد، به وی نسبت میدهد.
افزودن یک فرد بزرگسال، افزودن کسی به عنوان جفت کودک، افزودن یک حیوان به نقاشی (پرخاشگری علیه خواهران و برادران یا علیه والدین غالبا" از راه یک حیوان وحشی بیان میشود) از این موارد است.
5) نزدیکیها و ارتباط ها نزدیکی دو شخص در نقاشی نشان دهنده ی صمیمیت آنهاست، صمیمیتی که وجود دارد یا ترسیم کننده خواستار آن است.
6) همسان سازیها از کودک میخواهیم که همسان سازی خود را انتخاب کند. براساس چنین تقاضایی، ما مسلما" به هشیاری وی رجوع میکنیم و باید تأکید کنیم که در این سطح هشیاری، گرایشها فقط در صورتی بیان میشوند که شدیدا" سرکوفته نشده باشند، و درغیراینصورت سانسور من برای منع همسان سازی هایی که فرد باطنا" به آنها تمایل دارد، دخالت میکند.
وقتی کودک خود را در شرایط واقعی سن و جنس خود مجسم میکند و اظهار میدارد که میخواهم خودم باشم همسان سازی با واقعیت است.
وقتی فرد خودرا در اشخاصی که گرایشهای اقرارکردنی او را ارضاء میکنند فرافکنی میکند، همسان سازی میل یا گرایش است.
وقتی کودک با شخصی که فرد شرور در نقاشی را تنبیه میکند همسان سازی میکند، همسان سازی دفاعی یا همسان سازی با فرامن مطرح است.
عینی و غیرعینی
خانواده ی واقعی: وقتی یک کودک علی رغم دستور العملی که به او داده شده عینیت خانواده ی خود را محترم میشمارد و اعضای آن را به صورت سلسله مراتبی با در نظر گرفتن سن، جنس و موقعیت آنها ترسیم میکند، نشان دهنده ی سلطه ی اصل واقعیت بر اصل لذت است.
خانواده ی تخیلی:
دراین موارد که جنبه ی غیرعینی یا فاعلی بر جنبه ی عینی غلبه دارد بایستی از روش تفسیری سود جست. دراین موارد باید درنظر گرفت که اعضای خانواده ی تخیلی وجود واقعی ندارند و به منزله ی تجسم تمایلات عاطفی کودک یا کنشهای شخصیت وی هستند.
بررسی تعارضهای روانی کودک براساس تست ترسیم خانواده
واکنش پرخاشگرانه
(گاهی پرخاشگری غلبه دارد و واکنش های خشونت باری را به راه می اندازد که به نوبه ی خود مبنای تعارض جدیدی میگردند که جنبه ی برونی دارد، گاهی پرخاشگری دچار بازداری شده و به سوی فرد بازگشته است و جای خود را به واکنشهای افسرده وار، همراه با حالت غمگینی، اضطراب مقاوم و پایدار، ترس از رهاشدگی و روان آزردگی و شکست داده است و بالاخره گاهی تعارض بصورت واپسروی و همسان سازی با کوچکترین رقیب متجلی میگردد، فرایندی که در کودکان فراوان است.)
نمونه ای از پرخاشگری درقالب حیوانات را میتوان در نقاشی مارسل، پسر 12 ساله مشاهده کرد.
واکنش افسرده وار
(گاهی کودک براساس یک واکنش افسرده وار به ناارزنده سازی خود میپردازد، یا بطورکلی خود را حذف میکند.)
نمونه ای از ناارزنده سازی بر اثر واکنش افسرده وار (ژان پل، پسر 9 ساله)
واکنش واپس گرا و همسان سازی با یک نوزاد (مکانیزم واپس روی، کودک را به دوره ی خوشبختی یعنی دوره ای که درآن هنوز تعارض اضطراب آور وجود نداشته است، باز میگرداند.)
نمونه ای از واپس روی و همسان سازی با یک پسر بچه (نقاشی از ژاکی5/12 ساله)
واکنش پرخاشگرانه ، سالم ترین واکنش است اگر از حدی که بیشتر از آن میتواند خطرناک در نظر گرفته شود، فراتر نرود. تجربه نشان میدهد که برونریزی یک تعارض ، هراندازه برای اطرافیان نامطبوع باشد، با تعادل سازشی خوب، بیشتر مطابقت دارد. بالعکس واکنش افسرده وار و واکنش واپس گرا، واکنشهای نورزی هستند زیرا یک راه حل واقعی برای تعارض (که سرکوفته باقی میماند) ارائه نمیدهد.
واکنش پرخاشگرانه را میتوان بر اساس روشهای ساده ی تربیتی پاسخگو بود. اما درمورد واکنشهای افسرده وار و واپس گرا باید به روشهای روان درمانگری متوسل شد، روشهایی که در خلال آنها فرد تعارضهای نخستین را مجددا" تجربه میکند و آن را از راهی که گسترش شخصیت کودک را بهتر تأمین میکند، حل می نماید.
واکنش پرخاشگرانه در پسران بیشتر و واکنش های افسرده وار و واپس گرا در دختران بیشتر است.